تبليغاتX
مبارزه با ترشیدگی
دخترا می خواین نترشین بیاین اینجا یادتون بدم !!!!
سلام

نمی دونم چطوری شد که اینقدر زود به فکر آپ کردن افتادم

آخه من هر یک ماه یک بار آپ می کنم ( به خاطر تعطیلی هاست دیگه دست روح الله درد نکنه )

در مورد پست قبلی یکی از دوستان ( تپانچه ) نظری داده بود که کاملا باهاش موافقم

تپانچه برام نوشته بود که در متن زیر باید جای اسم دختر رو با پسر عوض کرد

خداییش من خودم بلدم غذاهای جورواجور درست کنم ولی بعضی از دخترا رو می شناسم که حتی نیمرو درست کردن بلد نیستند البته به دخترا بر نخوره چون بعضی هاشونم کل پسرا رو حریفن . 

شما که دیشب نیومدی آپم رو بخونی برو بخونو نظرتو بهم بگو

یادت نره جای اسم دختر و پسر رو عوض کن .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 2:41  توسط آشنا | 
فکر میکنین پسرا و دخترا چه جوری نیمرو درست میکنن؟

> دخترها:
> 1- توی ماهیتابه روغن میریزن
> 2- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
> 3- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
> 4- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن
..............................................................................................................................
> پسرها:
> 1- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
> 2- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
> 3- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
> 4- توی ماهیتابه روغن میریزن
> 5- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
> 6- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
> 7- چند تا فحش میدن
> 8- دنبال کبریت میگردن
> 9- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
> 10- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد(!
> 11- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
> 12- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال
> پاک میکنن
> 13- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
> 14- میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
> 15- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
> 16- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
> 17- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
> 18- دنبال نمکدون میگردن
> 19- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
> 20- دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
> 21- نمکدون رو پر از نمک میکنن
> 22- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
> 23- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
> 24- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
> 25- چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
> 26- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
> 27- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
> 28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
> 29- سریع برمیگردن توی آشپزخونه
> 30- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
> 31- ماهیتابه رو میندازن توی سینک
> 32- دنبال ظرفهای مسی میگردن
> 33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
> 34- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
> 35- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
> 36- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
> 37- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
> 38- روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
> 39- چند تا فحش میدن و بلند میشن
> 40- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
> 41- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
> 42- چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
> 43- با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
> 44- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
> 45- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 3:29  توسط آشنا | 
سلام سلام سلام

قهرمانی پرسپولیس بر تمامی هواداران مبارک

ببخشید باز هم آپ کردنم طولانی شد

می خوام از خودم بنویسم :

پسری از خراسان رضوی و شهرستان نیشابور . شهر خیام و عطار

کسی اگه اینجا همشهریه خودشو معرفی کنه .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:54  توسط آشنا | 
سلام به دوستان گلم که همیشه لطف داشتن ومن را تنها نگذاشتن

من به همه شما یک معذرت خواهی بدهکارم چون مطالبم را با فاصله زمانی زیاد می گذارم

الانم سرم خیلی شلوغه و می خوام برم مسافرت ان شاءالله بعد از سیزده بدر مطالبم را برای شما دوستان گلم میگذارم

و اینکه من می خوام کم کم خودم را معرفی کنم و دربارهی خودم هم بنویسم

پیشاپیش سال ۱۳۸۷ را به همه شما تبریک می گم انشاءالله سالی سر شار از سلامتی ،خوشی و موفقیت داشته باشید

فعلا بایییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 13:8  توسط آشنا | 

سلام آیا شما دوست پسر دارید ؟ آیا نگران احساس او نسبت به خودتون هستید ؟ دلتون می خواد ببینید اون چقدر عشق و علاقه ی واقعی و درونی نسبت به شما داره یا به چشم دیگه ای به شما نگاه می کنه ؟ ( منظورم اینه که واسه کلاس گذاشتن یا گذران وقت با شما دوست شده , خیاله بد نکنید )


 

این تست رو تا آخر و به دقت بزنید و امتیازات خودتون رو جمع بزنید و در پایان از نتیجه با خبر شید واسه کنکورتون هم خوبه .

 

در تمام سوالات گزینه ی (الف) 5  امتیاز و گزینه ی (ب) 3  امتیاز و گزینه ی (ج) 1  امتیاز داره

 

1-  با دوست پسر خود طبق فاصله ی قانونی روی نیمکت پارک نشستید که منکرات میاد بالای سرتون

الف) دوست پسرتون بلند می شه ومیگه : " مگه از روی نعش من رد شید بزارم زیدمو ببرید "

ب) دوست پسرتون فرار می کنه و شما هم جز فرار راه دیگه ای ندارید

ج) دوست پسرتون فریاد می کشه دست از سرم بردار بابا من زن و بچه دارم

2-  با دوست پسر خود در یک کافی شاپ نشستید ( مثلا طبقه ی دوم یه کافی شاپ نزدیک کلانتری  15  ) و گارسون منو رو میاره

الف) پسره منو رو می ذاره جلوتون و می گه انتخواب کن عزیزم

ب) دوست پسرتون یواش می گه من هر جا برم پیکمو خودم حساب می کنم اینجام فقط یه لیوان آب پرتقال می خورم

ج) دوست پسرتون یه چیزی سفارش می ده که شما اسمشم نمی تونید بگید و تند تند می خوردش و به بهانه ی اینکه باید مامانشو برسونه دکتر جیم می زنه و شما می مونید و میز

3-  با دوست پسر خود توی ماشین نشستید که ناگهان یه  206  آلبالویی با  3  تا داف مشت و ضبط بلند میان کنارتون

الف) پسره سرشو زیر میندازه و سرعتشو کم می کنه تا رد بشه

ب) پسره سعی میکنه بدون اینکه شما بفهمید از همون مسیری بره که اونها می رن و چنتا شیرین کاری هم می کنه

ج) در حالی که با یه دستش شما رو به زیر صندلی فشار می ده تا اونا شما رو نبینند با دست دیگه لایی می کشه

4-  دارید تو یه خیابون سوت و کور قدم می زنید و در مورد هوا صحبت می کنید که چنتا بچه ی شر بهتون تیکه میندازن مثلا به پسره می گن خوش به حالت

الف) دوست پسرتون در حالی که پشت به شما ازتون محافظت می کنه شروع می کنه به دعوا کردن و کتک خوردن

ب) جوری که شما بشنوید اما اون اوباش نشنون چنتا فوحش از اون خفن هاش نثارشون می کنه

ج) در حالی که نمی تونه خندشو پنهان کنه می گه راستی امرز چقدر هوا گرمه

5-  با خونوادتون رفتید به بازار واسه خرید که ناگهان دوست پسرتونو با خونوادش می بینید که اونهام اومدن خرید

الف) دوست پسرتون کنترلشو از دست می ده و چنان نگاه نافذی به ضمیمه ی یک لبخند لوس و شاید یه چشمک به شما تقدیم می کنه که بدجوری تابلو می شه

ب) بدون اینکه به روی خودش بیاره سعی می کنه خونوادشو راضی کنه از همون مسیری که شما می رید حرکت کنن

ج) شما رو نمی بینه حتی وقتی واسش دست تکون می دید

6-  شما یه تک زنگ می زنید به گوشیش

الف) کمتر از یک ثانیه بعد بهتون زنگ می زنه و  2-3  ساعت با هم حرف می زنید

ب) 10  دقیقه بعد از تلفن عمومی بهتون زنگ می زنه

ج) بهتون زنگ نمی زنه تا خودتون دوباره بهش زنگ بزنید ( سایلنت بوده لابد نشنیده)

7-  رفتید خونه ی دوست پسرتون ( برای بجا آوردن سنت حسنه ی صله ی ارحام ) که اون شما رو تو اتلقش تنها می ذاره تا مثلا گلاب بروتون بره دست به آب و شما از روی کنجکاوی کشوی میزشو باز می کنید و

الف) یه فلش بک می زنید به  3  سال پیش که براش یه آدامس خریده بودید چون از اون آدامسه تا آخرین کادتون حتی نامه هاتون رو داره و حتی یه عکس که توش هنوز ابرو داشتید

ب) تو کشوش کلی خرت و پرته که هیچ ربطی به عشق نداره

ج) توی کشو کلی نامه ی عاشقانست که هیچ کدوم خط شما نیست و کلی عکس که هیچ شباهت خواهری به پسره نداره

8-  دوست پسرتون گوشی موبایلشو کنارتون جا می ذاره و این بهترین فرصته تا دفتر تلفن موبایلشو دید بزنید

الف) اولین نفر اسمه یه پسره که با الف شروع می شه ولی شماره ی شماست (مثلاً اباذز خان !!!)

ب) فامیلی شما سر جاش به ترتیب حروف الفباست

ج) اسم شما به وضوح دیده می شه البته بین  20  تا اسم دختر دیگه که اونهام به وضوح نوشته شدن ( احتمالا مثله من اسمارو زوود یادش می ره)

9-  روز ولنتاین هست و شما از قبل همه چی رو آماده کردید تا یه عصر دل انگیز رو با دوست پسرتون بگذرونید

الف) همونطور که انتظار داشتید بهتون زنگ می زنه و باهاتون قرار می ذاره و سر قرار بهتون یه گل هدیه می ده و موقع خداحافظی با یه کادوی خفن غافل گیرتون می کنه. ( نمی دونم چی شد یاد مرحوم سهیل افتادم )

ب) یه شاخه گل یا شکلات با یه نامه ی عاشقانه کادوی شماست

ج) وقتی بهش زنگ می زنید کاملا مشخصه که یادش رفته چه خبره امروز و وقتی از دستش ناراحتید و پشیمون می شید که کادشو بهش بدید متوجه می شید اصلا کادویی نداشته که به شما بده

10) برای اینکه امتحانش کنید زنگ می زنید و بهش می گید که خواستگار دارید و باید همه چی تموم شه

الف) گریه می کنه و ... ( بقیشو نمی گم تا آبروی هر چی مرده نبرده)

ب) وقتی با ارزوی خوش بختی برات تلفونو قطع می کنه به خودش می گه حالا چه طوری دوباره مخ بزنم

ج) بعد از چند لحظه سکوت با صدای یواش می گه " الان سر کلاسم بعدا زنگ بزن" ( من موندم صدای کی بود گفت حکم گیشنیزه ولی کلا بیخیاله دوباره امتحان گرفتن بشید بهتره )

............ ......... .....  

نتیجه:

اگر امتیاز شما کمتر از  30  شده :

دوست پسر شما اصلا شما رو دوست نداره . اگر شما هم اونو دوست ندارید خوب بهتره دیگه بهش زنگ نزنید مطمین با شید که یادش نمی افته یکی از زیدا کم شده . اما اگه خیلی بهش علاقه داریدبهتره به سراغ نزدیک ترین فالگیر , کف بین و جادوگر برید ( تو اصفهان زیاد پیدا می شه) تا یه کم عرق مورچه رو با دم مار و چشم تمساح بده بهت تا بخوردش بدی بلکه علاقش بهت زیاد شه

اگر امتیاز شما بیشتر از  30  شده :

همای سعادت روی شونه شما نشسته و دوست پسرتون خیلی دوستون داره حتی ممکنه خر شه و باهاتون ازدواج کنه ( کله قند تو دلت آب می کنن؟) اما نظر شخصی من اینه که یه همچین کجنونی بیشتر به درد کتابا می خوره نه زندگی و زن و بچه !

اگر امتیاز شما دقیقا  30  شده :

سیب زمینی همش گزینه ی (ب) رو زدی فکر کردی زرنگی به جرم تخلف امتحانی نمی تونی دوباره امتحان بدی

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 1:23  توسط آشنا | 
دروغ شماره 6

من عاشق ورزش هستم

اين هم از آن دروغـهاي روزهـاي اول زندگي است. او براي ايـنکـه نـشان دهـد با زنهاي ديگر متفاوت است و اينکه داراي علايق مشترک با شما ميباشد پا به پاي شما جلوي تلويزيون مي نشيند و تا دير وقت فوتبال تماشـا مي کنـد ولي بعد از گذشـت چـند ماه شکايتها شروع شده و متاسفانه ديگر نـخـواهيد تـوانسـت با خـيال راحـت بـه تماشاي فوتبال بنشينيد.

دروغ شماره 7

من عاشق خانواده تو هستم

اگر مرد خوش اقبـالي باشيـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـويد که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شايد او از آنها شما متنفر باشد ولي براي اينکه احساسات شما جريحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. براي اينـکه عـلاقه واقـعي هسمرتان را نسبت به خانواده خود بفهميد کافي است به او بگوييد که مادرتان بـراي فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنيـد: اگر تمامـي عضلات صورتـش سـفت شـد و با يـک لبـخـند زوري زيـر لب و آرام گفت "خيلي خوبه" آنوقت نتيجه بگيريد که او کشته مرده خانواده تان نيست.

دروغ شماره 8

جم و جور کردن خونه را دوست دارم

اين هم از آن دروغ هايي است که همسر شما ممکن است در اوايل ارتـباط شـما بيان کند. اينکه "دوست دارم ظرفهاي نشسته را بشويم"، "لبـاسـهاي کثيف تو را شسته و اتو کنم"، ديري نخواهد انجاميد که اين دروغ او نير برملا خـواهـد شد و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید.

دروغ شماره 9

من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم

گذشه از اينکه دوستان شما تا چه اندازه جالب مي باشند، هـمـسرتـان علاقه اي به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهاي اول بروز ندهد ولي بالاخره صبرش تمام شده و شما را از اين کار منع خواهد کرد.

دروغ شماره 10

من تو رو همين جوري که هستي دوستت دارم

آيا واقعا" تصور مي کنيـد که او دوست ندارد هيچ تغـيـيـري در شمـا بـوجـود بـيايد؟ هيچ تغييري؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد مگـر ايـنکه در ماه عسل بسر ببريد چون در اين زمان شما يک مرد کامل براي همسرتان هستيد. دير يا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد.


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 0:12  توسط آشنا | 
دروغ شماره 1

نگران نباش عزيزم، اين براي همه پيش مياد

اکثر مردان در مرحله اي از زندگيشان موقتا" دچار ناتواني جـنـسي مي شـوند و اکثر زنان نيز از اين موضوع مطـلع هـسـتند. با اين حال اين مـساله بـدان مـعنا نيست که همسر شما شاکي و دلـخور نمي شود. اين دروغ يـکـي از چـنـديـن دروغ جنـسـي ميباشد که زنان بـراي جريـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـي گويند، دروغهايي که خوشبختانه مضر نيستند. در نـهايت حتـي اگر شـما براي همسرتان يک شريک جنسـي ايـده آل نـباشـيد، هـمسرتـان از بين همه مردان شما را انتخاب کرده بدون اينکه خـوب يا بد بودن آميزش برايش فرقي داشته باشد.

دروغ شماره 2

پول براي من هيچ اهميتي ندارد

پول اهميت ندارد، ولي مقدارش چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوييم همه زنها موجودي حساب بانکي همسرشان برايشان مهم است ولي اکثر آنها دوست دارند که از لحاظ اقتصادي در يک حد متـعادل و رفاه نسبي قرار داشته و داراي استقلال مالي باشند.

دروغ شماره 3

برايم مهم نيست که به زنهاي ديگر نگاه کني

اگرچه ممکن است همسرتان براي ايـنـکه وانـمود کند که زن خونسـرد و روشـن فکري است اين دروغ را بشـمـا بـگويد اما او دوست ندارد که شما حتي به يک ماکت زن مو قرمز پشت ويترين مغازه نگاه کنيـد. او مـي خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه ديگري. بنابر اين اگر او به شما گفت که مهم نيست و اذيت نميشود هيچگاه چشمان خود را بيش از اندازه به اطراف منحرف نکنيد چون در غيـر اينـصورت بايد منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشيد!
 

دروغ شماره 4

حق با تو است

خيلي وقتها بحث و جدال شما با همسرتان با اين جمله او تمام مي شود: "باشه حق با تو ست، تو خيلي بهتر از من مي فهمي". همسر شما فقط براي بريدن صداي شما اين جمله را مي گويد در حاليکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسي که اشتباه مي کند شما هستيد و پيش خودش ميگويد: " بالاخره مي فهمه که اشتباه مي کنه" و سپس به دنبال دليلي براي توجيه حرفش خواهد گشت. 

دروغ شماره 5

از اينکه مي گويي چاق هستم اصلا دلخور نمي شوم

فرقي نمي کند که شما چه مي گويـيد، در هر صورت او عـصبـاني مـي شود. اگر بگوييد که خيلي زيبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می کند گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف ديگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنيد قطعا" يک دعواي حسابي در اتاق نشيمن شما رخ خواهد داد. 

ان شاء الله ۵ دروغ دیگر را در پست بعدی خواهم گذاشت.





 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 14:10  توسط آشنا | 
يك دختر در حمام
ساعت ? بعد از ظهر
1ـ لباساشو رو درمياره? رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته? شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو? ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت?مو? بدن? كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده? پرپشت كننده? براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده
5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ?? ميشماره
7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
8ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي
9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه? حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته
10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
13- چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
14ـ 90 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

يك پسر در حمام
1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان 4ونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش
5ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
8ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
9ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
10ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش
11ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه
12ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
13ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ? دقيقه اي لباس مي پوشه
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 13:1  توسط آشنا | 
  • يه دختر خوب هيچ وقت زودتر از اينكه از شير بگيرنش عاشق نمي شه
  • يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نمي مونه
  • يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي كنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا

كل كل كنه

  • يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري كه داره (وسركاره) 100000 تا دروغ نمي گه
  • يه دختر خوب از مثلا 6 ساعت كلاس خودش 5 ساعتش رو نمي پيچونه
  • يه دختر خوب يواشكي دست تو جيب باباش نمي كنه
  • يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو بر نمي داره بندازه رو سرش مثل روسري
  • يه دختر خوب با همسايشون كه خوشگل تره لج نمي كنه
  • يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمي اندازه
  • يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي تركيد 1000 تا عيب و ايراد روي پسره نمي زاره
  • يه دختر خوب شب زود نمي خوابه كه صبح زود بيدار بشه كه بتونه كاري، صافكاري و نقاشي كنه
  • يه دختر خوب براي اينكه مورد توجه قرار  بگيره اسمشو عوض نمي كنه

      (صغري = هاني _ كبري = شاني)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 16:44  توسط آشنا | 

دخترک هميشه مي گفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد... پسرک رفته بود. براي هميشه...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 0:13  توسط آشنا |